افق کوروش | کمپین 1001 داستان

مراحل داستان نویسی

نوشتن مراحل داستان نویسی شاید از دیدگاه خیلی از نویسنده‌ها کار بیهوده‌ای به نظر برسد، چون هر کدوم از نویسنده‌ها برای نوشتن داستان مراحل شخصی خودشون رو دارن. ولی خب شاید این‌طوری فکر کردن به داستان‌نویسی بهتون کمک کنه که حداقل به ذهنتون یه نظم و ترتیبی برای شروع بدین. مراحل داستان نویسی: 1. ایده پردازی 2. نوشتن طرح داستان 3. انتخاب زاویه دید 4. نوشتن داستان 5. بازنویسی و ویرایش داستان

مرحله اول - ایده پردازی

معمولا اساتید نویسندگی خلاق پیشنهاد می‌دن که نویسنده‌ها همیشه یه دفترچه یادداشت همراهشون باشه. برای اینکه توش داستان بنویسن؟ نه! ایده‌هایی که به ذهنشون می‌رسه رو تو اون دفترچه یادداشت کنن.

اصلا ایده داستان نویسی به چی می‌گن؟

ایده همون جرقه‌‌ایه که باعث میشه بعدش به چند تا چیز مرتبط فکر کنین. خب این ایده‌ها رو از کجا باید پیدا کنیم؟
۲ تا منبع برای ایده پردازی در داستان وجود داره:

  1. زندگی خودتون
  2. زندگی دیگران

به اتفاق‌هایی که تو زندگیتون می‌افته و به آدمایی که ملاقات می‌کنین توجه کنین. تا حالا شده یه اتفاق براتون بیفته و دلتون هزار راه بره؟ یا یه آدمی رو ببینین و هزار تا فکر عجیب و غریب راجع بهش بیاد تو ذهنتون؟

اینا همون جرقه‌هایی هستن که باعث می‌شن شروع به فکر کردن کنید. تو داستان نویسی به اینا می‌گیم ایده‌های خام. ولی آیا ایده‌پردازی‌ها برای نوشتن داستان کافیه؟ معلومه نه! تازه اول راهه...

مرحله دوم - نوشتن طرح داستان

تو این مرحله باید یک یا چندتا از ایده‌هایی که دارین رو انتخاب کنین و براش یه شروع میانه و پایان در نظر بگیرین. یعنی بین اتفاقاتی که تو ذهنتون میاد یه رابطه علت و معلولی در نظر بگیرید که به گره گشایی یا نتیجه ختم بشه.

مثلا من برای رئیسم نامه می‌نویسم که واقعا دوسش دارم، نامه می‌رسه دست شوهر رئیس و اون میاد اداره آبرو ریزی راه میندازه، من و رئیسم رو اخراج می‌کنن. من متوجه می‌شم رئیسم هم به من علاقه داره و تصمیم می‌‌گیریم با هم ازدواج کنیم ولی شوهرش که از این قضیه ناراحته تصمیم می‌گیره که یه حادثه رانندگی برامون درست کنه و ما رو بکشه ولی تو این حادثه خودش از دره پرت میشه پایین و می‌میره. 

این ایده ممکنه وقتی شما دارین سرکار به رییستون نگاه می‌کنین به ذهنتون برسه. ازش نترسید، یادداشتش کنید و مثل مثال بالا اتفاقات رو کنار هم بذارین.

مرحله سوم - انتخاب زاویه دید در داستان

تو این مرحله باید یکی از مهم‌ترین انتخاب‌های داستانتون رو انجام بدین. اینکه چه کسی داستان رو روایت می‌کنه.

هر کدام از زوایای دید در داستان مزایایی دارن که بسته به داستانی که دارین می‌گین باید یکی رو انتخاب کنین. مثلا من برای داستان بالا ترجیح می‌دم از زاویه دید دانای کل غیر معتمد استفاده کنم. چون دوست دارم به اندازه کافی به ذهن شخصیت‌ها سر بزنم و همزمان هم از عنصر سورپرایز استفاده کنم.

ممکنه یه نویسنده دیگه از زاویه دید اول شخص استفاده کنه و بخواد شما با کاراکتر اصلی سفر عاشقی رو تجربه کنید. ولی من دوست ندارم خواننده‌م چنین چالش‌های سختی رو تجربه کنه و دوست دارم فقط از دور نظاره‌گر بلاهای شوم باشه.

مرحله چهارم - نوشتن داستان 

بعد اینکه طرح داستان کامل شد الان وقت اینه که صحنه بسازین. روش من معمولا به این صورته که از صحنه‌های کلیدی و حساس شروع می‌کنم. دلیلش هم اینه که وقتی دیالوگ‌ها رو می‌نویسم شخصیت‌ها زودتر تو ذهنم شکل می‌گیرن.

بعد اینکه چند تا صحنه‌ حساس نوشتم برمی‌گردم به ابتدای داستان و از اول شروع می‌کنم. تو تمام مراحل نوشتن داستان سعی می‌کنم جاهایی که اطلاعات مهمی به خواننده نمی‌دم از روایت کردن استفاده کنم و برای قسمت‌های مهم صحنه و دیالوگ بنویسم.

حواسم هم همیشه به میزان ارائه اطلاعات هست. چون دوست ندارم به خاطر لو دادن بیش از حد، داستانم نیمه‌کاره رها بشه. از برانگیختن حس کنجکاوی خواننده هم خوشم میاد، برای ایجاد حس تعلیق کمک می کنه.

مرحله پنجم - بازنویسی و ویرایش داستان 

تو این مرحله یه بار دیگه داستانتون رو می‌خونین و می‌بینید آیا تاثیری مورد نظر رو روی خواننده میذاره یا نه. ممکنه نیاز باشه بعضی قسمت‌ها رو پر رنگ تر کنید یا یک سری قسمت‌ها رو حذف کنید.
 تو این مرحله شما باید منتقد کار خودتون باشید و سعی کنید بعد هر بار خوندن چند تا اشکال از توش در بیارین و ببینین چطور میشه حلش کرد. معمولا این مشکلات با حذف کردن یا اضافه کردن حل میشه.
در مورد مسائل زبانی نوشته هم باید دقت کنید. قسمت‌هایی از نوشته که روون نیست یا منظورتون رو مبهم کرده بهترین گزینه برای بازنویسی هستن. زبان داستان باید انقدر روون باشه که بشه با چشم خوند.

جمع بندی

شاید نوشتن مراحل داستان نویسی شاید از دیدگاه خیلی از نویسنده‌ها کار بیهوده‌ای به نظر برسه. چون هر کدوم از نویسنده‌ها برای نوشتن داستان مراحل شخصی خودشون رو دارن. ولی خب شاید اینطوری فکر کردن به داستان‌نویسی بهتون کمک کنه که حداقل به ذهنتون یه نظم و ترتیبی برای شروع بدین.